عاشورا و تولد فاطمه

آبجی نازم امسال روز تولدت مصادف شده با روز عاشورا باید روز قشنگی برات باشه و تا اخر عمرت به یادت بمونه که درست روزی که سه ساله شدی مصادف شد با عاشورا اخه توی کربلا تو روز عاشورا یه دختر سه ساله بود که باباش و خیلی دوست داشت داداشاشو خیلی دوست داشت یه عمو داشت که عاشقش بود اون دختر مثل تو شیرین زبون بود و هر وقت حرف میزد آبجیش قربون صدقش میرفت مثل الان من و تو که تو با صحبت کردنت دل من و می بری حالا فکرش و کن اون دختر سه ساله تو یه روز همه ی اونایی رو که دوست داشت ازش گرفتن و خودش رو هم به اسیری بردن من و تو خوب میدونیم طعم جدایی چیه آخه نه اینکه ما یه ساله که از هم دوریم حتما تو دلت برای داداشی ها تنگ میشه ولی تو میتونی با چت با اونا صحبت کنی و هر روز ببینیشون ولی اون دختر سه ساله به جایی اینکه با داداش کوچولوش بازی کنه گهواره ی خالی شو میدید که به غارت میبرن و وقتی میخواست به داداش جونش شکایتشو کنه میدید سر داداشیشو که روی نیزه میبرن دیگه عمو نداشت دیگه بابا نداشت تا براش شیرین زبونی کنه اون دختر همیشه سه ساله موند آخه خیلی زود رفت پیش بابا جونش

نازنینم منم برای تو که سه ساله شدی آرزو میکنم همیشه به یاد حضرت رقیه و غریبی باباش باشی و همیشی امام حسینی زندگی کنی تو این روز عاشورا از حضرت زینب میخوام کمکت کنه تا وقتی بزرگ شدی بتونی با شوق حجاب رو اختیار کنی و زیر سایه لطف حضرت زهرا همیشه محجبه زندگی کنی
امروز تولد داداش جعفرم هست داداشی ٢٢ ساله میشه برای داداش هم آرزو میکنم تا بتونه همین طور سالم زندگی کنه و همیشه جوان امام حسین (ع) علی اکبر پشت و پناهش باشه


عاشورا و تولد فاطمه
