فاطمهفاطمه، تا این لحظه: 16 سال و 10 ماه و 26 روز سن داره

فسقلي كه حالا شده فاطمه جون

عید غدیر خم مبارک

غنچه لبهای پیغمبر که شد وا در غدیر   بر لبش گل واژه ” من کنت مولا ” نشست . . . عيد کمال دين سالروز اتمام نعمت وهنگامه اعلان وصايت و ولايت امير المومنين عليه السلام بر شيعيان وپيروان ولايت خجسته باد این عید رو به مامان جون و بابا بزرگ مهربونم و دو تا دایی خوبم و دو تا خاله ی عزیزم تبریک میگم ...
12 آبان 1391

فاطمه جون سه ساله شد

پنجم آذر 88 (هشتم ذی الحجه) فاطمه خانوم ما رو غاقلگیر کرد و دنیا اومد  آخه ما فکر میکردیم یه ماه دیگه میخواد بیاد حالا سه سال قمری از اون روز گذشته و ما هر روز خدا رو شکر میکنیم که همچین نعمتی رو به ما هدیه داده فاطمه جان تولدت مبارک   اینجا اولین روز زندگیته آبجی گلم اینم چند تا از عکسای تولد یکسالگیت و اینهم از عکس تولد دو سالگیت حیف که آجی نبود وگرنه عکسای زیاد تر و قشنگ تری ازت میگرفتم و حالا تولد سه سالگیت ...
3 آبان 1391

ماشین بازی

فاطمه وقتی ماشین بازی میکنه اول همه ی ماشیناشو پشت سر هم ردیف میکنه بعد میره سراغ اولی و دونه دونه بهشون میگه سبز شد برو اونوقت دوباره هلشون میده و میبرشون جلو تر ردیفشون میکنه بعضی وقت ها هم دوتا شون رو میزنه به هم اونوقت همه ی ماشین ها رو دمر میکنه و خودشم دراز میکشه زمین یعنی که همشون مردن اینجا هم نانا ماشینشو آورده تا بهش غذا بده ...
1 آبان 1391

آجی خرید

تو اون مدتی که پیش فاطمه بودم  هر وقت حوصلش سر میرفت می گفت: آجی خرید خلاصه اینکه اینقدر گیر میداد و این جمله رو تکرار میکرد که مجبور میشدم ببرمش فروشگاه و یه چیزی براش بخرم   ...
23 مهر 1391